طیهار

 
تفسیر روان جاوید(سوره مبارکه کهف)
نویسنده : - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٢
 

در این سوره بود انواع عبرت            برای آنکه باشد اهل خبرت

در ذیل آیات 32-44 آمده است:

خداوند در این آیات شریفه برای بیان حال و مئال کسانی­که کافر شدند و کفران نعمت خدا را نمودند و مفاخره به کثرت مال و اولاد کردند و مغرور به دوام و ثبات شدند و غفلت از آخرت و تردید در آن داشتند و خود را مستحق نعمت دانستند مثلی زده و آن مثل دو مرد است که خداوند به یکی از آنها دو باغ عطا فرموده بود که در وسط آن دو انواع درختان انگور بود و بر اطراف آنها درختان خرما احاطه داشت و... مرد سابق الذکر به دیگری که نسبت به او فقیر بود به مال و اولاد و اعوان  افتخار نمود و روزی با او وارد باغ خود شد در حالی که به عجب و غرور برای غفلت از آخرت و اقبال به دنیا و طمع به دوام نعم آن و درازی آمال و آرزو بر خود ستمکار بود گفت گمان نمی­کنم هرگز این باغ فانی ونابود شود و گمان نمی­کنم قیامتی برپا شود...پس از ختم مقالات فاسده مرد سابق الذکر با رفیقش که اهل ایمان بود او برای توبیخ و ملامت آن مرد در جواب گفت که آیا کافر شدی به آن­که خداوند تو را از خاک آفرید برای آن­که اصل خلقت بنی آدم از خاک است...توانایی و قوه و قدرتی برای احدی نیست مگر از جانب خدا تا دلالت داشته باشد بر آن­که امور منوط به مشیت الهی است...و اگر می­بینی مراکه مال و اولادم کمتر از تو است از فضل خداوند بعید نیست که در آتیه نزدیکی یا در آخرت به من چیزهایی عطا فرماید که از باغ تو بهتر باشد...خداوند با آن مرد (کافر) بعد از این گفتار برطبق آن رفتار فرمود و یکی از آفات سماوی را بر کلیه میوه­جات آن باغ و درختان آن احاطه نمود...آن مرد از روی ندامت و پشیمانی بر اعمال و اقوال خود می­گفت:ای­کاش من برای خدا احدی را شریک قرار نمی­دادم و مانند رفیقم خداشناس و موحد بودم و در مجمع فرموده که در خبر است خداوند آتشی فرستاد که آن باغ را سوزاند و آبش به زمین فرو رفت و با آنکه مغرور به مال و اولاد و اعوان خود بود در آن حال کسانی­که بتوانند او را یاری کنند نبودند...و در چنین روز و جائی که روز و جای انتقام از کافر و ظالم است خواه در دنیا باشد خواه در آخرت نصرت و یاری مخصوص به خدا است که حق و ثابت است یا اختیارداری و پادشاهی مخصوص به اواست چون ولایت به کسر به این معنی است.در هر حال پاداش الهی بهترین پاداشها و عاقبت اطاعتش بهترین عواقب است و گفته­اند چون فهمیده بود ویرانی باغش در اثر کفر و کفران بوده پشیمان شده بود اما برای آن­که باغش خراب شده نه برای آن­که کار بدی کرده،لذا توبه­اش قبول نشد.

الهی،چه رسوایی از این بیشتر که گدا از گدایان گدایی کند.

علامه حسن­زاده آملی(حفظه الله)