طیهار

 
افراط تفریط
نویسنده : حمید - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٠
 

کلبی ها ما حصل مبالغه در راه استاد
انتیس طینس از شاگردان سقراط بزرگ مسلک زندگانی استادش را پیشنهاد زندگانی خویش قرار داد ولی به مبالغه رفت
غایت وجود را فضیلت و فضیلت را در ترک همه اکتسابات مادی و روحانی میدانست وموسس سلسله ای از حکما به نام کلبی ها گردید 
به چند علت به آنها کلبی (سگ ) میگفتند :گفتگوهای انتیس طینس در محلی از شهر آتن واقع بود به نام سگ سفیدو همچنین پیروان این آیین چنان در دوری از دنیا مبالغه نمودند که آداب انسانی را فراموش کردند و شیوه زندگی آنها شبیه زندگانی حیوانات گشت .با لباس کهنه و پاره و سر و پای برهنه و موی ژولیده مانند درویشان در میان مردم راه میرفتندودر گفتگو هر چه به زبان می آمد بی ملاحظه میگفتند ودر زخم زبان اصرار داشتند و به تحمل درد ورنج سر فرازی میکردند و تمام قیود زندگانی اجتماعی را ترک کرده و حالات طبیعی انسان را پیشنهاد میدادند
فرد کامل این جماعت دیو جانس بود درترک مادیات به جایی رسیده بود که در خم زندگی میکرد و تنها یک کاسه داشت روزی فردی را دید بدون کاسه از نهر آب میخورد لذا کاسه اش را هم دور انداخت وتارک از این فقره هم گردید
 بی اعتنایی دیوجانوس به مردم چنان بود که در روز روشن با فانوس میگشت و در سوال که دنبال چه می گردی میگفت دنبال انسان می گردم
  دی شیخ گرد شهر همی گشت با چراغ    کز دیو ودد ملولم وانسانم آرزوست
                                                                                                        مولوی

روزی اسکندر در حالی که بالای سر او ایستاده بود و خایل بین او وآفتاب شده بود از اوپرسید هرچه میخواهی بگو برایت فراهم کنم دیو جانوس گفت می خواهم سایه خود را از سرم کم کنی