طیهار

 
 
نویسنده : حمید - ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٦
 

ابیقور
در 341 سال قبل از میلاد متولد شد معاصر حلفای اسکندر مقدونی بوده حکمت او بیشتر متوجه رفع خرافات از اذهان پیروان خود بودفلسفه او تقریبا  از زیمقراطیس گرفته شده یعنی علم را نتیجه حس میداند وعالم را کلا جسمانی و مرکب از ذرات لایتجزی می انگارند وروح را همانند جسم ترکیبی از ذرات می پندارد و پس از مرگ فانی میشمارد

مادیون به پیروی از وی فلسفه ای تالیف کردند و گفتند سعادت انسان در لذات نفسانی اوست و مانع آن فقط عفت وحیا است واینها اوهامی است که انسان خود را بدان مقید ساخته است و نام آنها را فضائل نامیده 
بنابراین برای نیل به سعادت انسان باید این فضایل را ازبین ببرد و همکنون اروپاییان عیاشی و کامرانی را زندگی ابیقوری مینامند

برداشت عوامانه از حکمت ابیقور این بلا را به جان پیروانش انداخت ابیقور خودش از مرتاضان به شمار میرود چون خوشی که ابیقور دنبال میکرد آسایش نفس و خرسندی خاطربود که دوام دارد نه لذات شهوانی که بعد از درک آن انسان گرفتار درد و رنج میشود و میگفت حکیم لذا ت معنوی را بر سایر لذات ترجیح میدهد وهمه جا قابل دسترسی است 
اگر شخص حرص وطمع را ازخود دور کند و بر نفس خود مسلط باشد و بدخواهی وبد گویی مردم را به چیزی نشمرد خاطرش آسوده است 
ووی این دستور را عمل مینمود دنبال مال و جاه نمیرفت از دخالت در امورد ملکی دوری مینمود در شهرآتن 

باغی خرید و محل تدریس خود قرار داد و آنجا با فقر وقناعت به سر میبرد وبا شاگردان برادرانه رفتار میکرد و براستی اخوان صفا بودند.خود داری وبردباری وی انچنان بود که در بیماری سنگ کلیه و مثانه ای که  در پایان عمر گرفت آرامش خاطر را ازدست نمیداد و با دوستان با خوشی مصاحبه مینمود