طیهار

 
ماه رمضون ماه خدای یارون
نویسنده : حمید - ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳٠
 

باز هم رمضان آمد باز هم ما تور دام پهن شد بازهم فراری ها پناهگاه و ملجاء پیدا کردن بازهم تکون میخوریم بازهم رنگها الهی میشه وحدت بیشتر میشه  بار گناهان کمتر میشه اما این سالها روزه گرفتن یه خصلت جالبی داره تو این گرما ی تا بستون روزه گرفتن خیلی سخته  اکثرما مسلمونا   هم روز ه میگیریم شاید به سبب این سختی که ما مسلمونها به خودمون میدیم تو این گرما و این عطش حاصل از روزه در تابستان  خدا درهای رحمتش رو بیشتر روی ما باز کنه بار گناهان انسان کمتر بشه و بشریت بیشتربه خودش بیاد

الهی شکرت که ما را به دامان ماه رمضان برگرداندی


 
 
تفسیر روان جاوید(سوره مبارکه کهف)
نویسنده : - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۸
 

از این گنجینه سر الهی        بوسع خویش یابی هرچه خواهی

در ذیل آیات 45-47 آمده است:

خداوند متعال حال زندگانی دنیا را در حسن و جمال و سرعت زوال تشبیه فرموده به حال روئیدنی­های زمین بعد از نزول باران که روزی چند بر صفا و جلاء آنها افزوده شود و شاخ و برگشان رشد و نمو کند به­طوری که به هم پیچیده و با یکدیگر آمیخته گردد،پس در هم شکسته و از یکدیگر گسسته و خشک و خرد شود به طوری که بادها  آنها را از زمین کنده و به اطراف پراکنده نمایند و این دلالت دارد بر آن­که خداوند بر هر امری از اعطاء وجود و جمال و جلال و کمال و اخذ آنها از صاحبانشان و افناء و تفریق و اضمحلال آنان قادر است و از بهترین امتعه دنیوی مال و اولاد ذکور است که زینت و آرایش زندگانی دنیا است ولی چون باقی و برقرار نمی­ماند باز اعمال صالحه که آثار و ثمرات آن همیشه از خزانه غیب الهی عائد به صاحبش می­شود نزد خداوند بهتر است که پاداش عمل مؤمن و متعلق آرزوی او باشد و ظاهرا هر عمل خیری را اعم از عبادت و اطاعت و احسان به خلق شامل می­شود خصوصا اگر دوام و ثباتی در دنیا داشته باشد و نفع آن بعد از او هم عائد به بندگان خدا می­شود ولی در روایات ائمه اطهار (ع) به مطلق نماز و نمازهای پنج­گانه و نماز شب و دوستی اهل بیت و تسبیحات اربعه و ثمره آن که به عدد هر تسبیحه ده درخت بهشتی از انواع میوه­جات است تفسیر شده و ظاهرا بیان مصادیق خفیه و جلیه آن را فرموده­اند و به مناسبت ذکر بقاء ثمرات اخروی بعضی از اوضاع و احوال قیامت را بیان فرموده به این تقریب که ای پیغمبر روزی را یاد کن که ما کوه­ها را در جو هوا سیر می­دهیم و آن­ها را ذرات پراکنده در آن می­گردانیم و تو زمین زیر کوه­ها را که ظاهر و هویدا شده می­بینی و بعضی "تسیر (با ی مشدد)" به صیغه مجهول مؤنث و رفع جبال قرائت نموده­اند،یعنی روزی را که کوه­ها سیر داده می­شود.

الهی،خوشا آنان که فقط با تو دل خوش کرده­اند

علامه حسن­زاده آملی(حفظه الله)

 


 
 
تفسیر روان جاوید(سوره مبارکه کهف)
نویسنده : - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٢
 

در این سوره بود انواع عبرت            برای آنکه باشد اهل خبرت

در ذیل آیات 32-44 آمده است:

خداوند در این آیات شریفه برای بیان حال و مئال کسانی­که کافر شدند و کفران نعمت خدا را نمودند و مفاخره به کثرت مال و اولاد کردند و مغرور به دوام و ثبات شدند و غفلت از آخرت و تردید در آن داشتند و خود را مستحق نعمت دانستند مثلی زده و آن مثل دو مرد است که خداوند به یکی از آنها دو باغ عطا فرموده بود که در وسط آن دو انواع درختان انگور بود و بر اطراف آنها درختان خرما احاطه داشت و... مرد سابق الذکر به دیگری که نسبت به او فقیر بود به مال و اولاد و اعوان  افتخار نمود و روزی با او وارد باغ خود شد در حالی که به عجب و غرور برای غفلت از آخرت و اقبال به دنیا و طمع به دوام نعم آن و درازی آمال و آرزو بر خود ستمکار بود گفت گمان نمی­کنم هرگز این باغ فانی ونابود شود و گمان نمی­کنم قیامتی برپا شود...پس از ختم مقالات فاسده مرد سابق الذکر با رفیقش که اهل ایمان بود او برای توبیخ و ملامت آن مرد در جواب گفت که آیا کافر شدی به آن­که خداوند تو را از خاک آفرید برای آن­که اصل خلقت بنی آدم از خاک است...توانایی و قوه و قدرتی برای احدی نیست مگر از جانب خدا تا دلالت داشته باشد بر آن­که امور منوط به مشیت الهی است...و اگر می­بینی مراکه مال و اولادم کمتر از تو است از فضل خداوند بعید نیست که در آتیه نزدیکی یا در آخرت به من چیزهایی عطا فرماید که از باغ تو بهتر باشد...خداوند با آن مرد (کافر) بعد از این گفتار برطبق آن رفتار فرمود و یکی از آفات سماوی را بر کلیه میوه­جات آن باغ و درختان آن احاطه نمود...آن مرد از روی ندامت و پشیمانی بر اعمال و اقوال خود می­گفت:ای­کاش من برای خدا احدی را شریک قرار نمی­دادم و مانند رفیقم خداشناس و موحد بودم و در مجمع فرموده که در خبر است خداوند آتشی فرستاد که آن باغ را سوزاند و آبش به زمین فرو رفت و با آنکه مغرور به مال و اولاد و اعوان خود بود در آن حال کسانی­که بتوانند او را یاری کنند نبودند...و در چنین روز و جائی که روز و جای انتقام از کافر و ظالم است خواه در دنیا باشد خواه در آخرت نصرت و یاری مخصوص به خدا است که حق و ثابت است یا اختیارداری و پادشاهی مخصوص به اواست چون ولایت به کسر به این معنی است.در هر حال پاداش الهی بهترین پاداشها و عاقبت اطاعتش بهترین عواقب است و گفته­اند چون فهمیده بود ویرانی باغش در اثر کفر و کفران بوده پشیمان شده بود اما برای آن­که باغش خراب شده نه برای آن­که کار بدی کرده،لذا توبه­اش قبول نشد.

الهی،چه رسوایی از این بیشتر که گدا از گدایان گدایی کند.

علامه حسن­زاده آملی(حفظه الله)


 
 
تفسیر روان جاوید(سوره مبارکه کهف)
نویسنده : - ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٦
 

به بسم الله الرحمن الرحیم است          دوایی را که درمان سقیم است

در ذیل آیات 23و24 آمده است:

و نباید پیغمبر اکرم و اهل ایمان در کاری که می­خواهند اقدام نمایند بگویند مثلا من این کار را انجام می­دهم مگر آن که بلافاصله انشاءالله بگویند و اگر احیانا فراموش کردند و نگفتند، هر وقت یادشان آمد بگویند انشاء الله تعالی که به ثواب ذکر خدا نائل شوند و اگر آن کار را فراموش نمودند از خدا بخواهند که ایشان را به امری که نزدیک­تر به خیر و رشد و صلاح باشد و به آنچه عزم بر آن داشته­اند و فراموش نموده­اند موفق فرماید و بعضی گفته­اند مراد آن است که پیغمبر (ص) از خدا بخواهد که به او آیات و معجزاتی که دلالت آنها بر نبوت آن حضرت بیشتر باشد از قصه اصحاب کهف عطا فرماید و خدا به او عطا فرمود و از روایت قمی (ره) از امام صادق (ع) که در بدو قصه ذکر شد استفاده می­شود که مقصود در آیه چهارم پیغمبر (ص) است و آن حضرت در وقتی که به قریش وعده فرمود که جواب سؤالات آنها را فردا بدهد انشاءالله نفرمود و به این سبب تا چهل روز وحی از آن حضرت قطع شد و از روایات متعدده منقوله از ائمه اطهار در کتب معتبره مستفاد می­شود که مراد فراموش نشدن ذکر انشاءالله است و این قابل تدارک است در هزمانی که متذکر شود و اگر این روایات نبود ممکن بود از آیه چهارم استظهار شود که مقصود به خطاب امتند،اگرچه مخاطب پیغمبر (ص) است چنان که رسم خطابات قرآنیه است و مراد آن است که مردم نگویند و معتقد نشوند که کاری می­توانند بدون مشیت الهی انجام دهند و اعتماد به قدرت خودشان در امور نداشته باشند و البته گفتن انشاءالله هم علاوه بر آنکه ذکر خدا است و در هر حال خوب است و برای اظهار اعتقاد به جریان امور بر طبق مشیت الهی لازم است و اگر آن کار را فراموش کردند و انجام ندادند از خدا بخواهند که ایشان را دلالت به امری نماید که خیرش برای آنها از کار فراموش شده بیشتر باشد و بنابراین "و قل عسی ربی أن یهدین لأقرب من هذا رشدا" بیان برای ذکر است در "واذکر ربک اذا نسیت" و فراموش شده کار است و مربوط به ذکر انشاءالله نیست ولی آنچه از خاندان وحی و تنزیل رسیده متعین به قبول است اگر چه آن به دقت منافات با این معنی هم ندارد و قابل جمع است (والله اعلم).

الهی،شکرت که به سر "من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیه" رسیدم و امام شناس شدم و فهمیدم که امام، اصل او قائم و نسل او دائم است.

علامه حسن­زاده آملی (حفظه الله)


 
 
تفسیر روان جاوید(سوره مبارکه کهف)
نویسنده : - ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٩
 

بیا در کهف قرآن ای برادر          ببین احوال انسان را سراسر

در ذیل آیات 17-18 آمده است:

یکی از الطاف الهیه نسبت به اصحاب کهف، این بود که غار آنها در سمت جنوب وادی واقع شده بود و راه ورود در آن مقابل قطب شمالی باز بود و به این جهت آفتاب در وقت طلوع منحرف از آنها و متمایل به راست غار می­شد و در وقت غروب از بالای سر آنها عبور می­کرد و در جانب چپ غار قرار می­گرفت و آنها در تمام فصول از تابش آفتاب محفوظ بودند و نسیم شمال به ایشان می­وزید...بلی کسی را که خدا راهنمایی کند او راه یافته است نه غیر او و کسی را که خدا به حال خود،برای عدم قابلیت و سوء اختیار خود واگذارد و راهنمایی نفرماید هرگز کسی دوست و یاور و راهنما و مرشد و دلیلی برای او نخواهد یافت.

در توحید و عیاشی (ره) از امام صادق (ع) نقل نموده که در جواب سؤال از این آیه (آیه 17)فرمود:خداوند تعالی روز قیامت ستمکاران را از دار کرامت خود گمراه می­فرماید و اهل ایمان و عمل صالح را به بهشت هدایت فرماید چنانچه فرموده و خدا ستمکاران را گمراه می­کند و به جا می­آورد آنچه را بخواهد و فرموده همانا کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند خداوند آنان را برای ایمانشان به بهشت جاوید هدایت می­کند و ظاهرا مراد آن است که راه بهشت به کفار ارائه داده نمی­شود و یکسر به جهنم می­روند...و خطابات این آیه (آیه 18) چنانچه رسم کلام الهی است متوجه به پیغمبر اکرم (ص) نیست بلکه مراد،بیان حال آن جماعت و ناظر از افراد متعارف است و در روایت عیاشی (ره) از امام صادق (ع) که در بدو قصه ذکر شد، این سگ (سگ اصحاب کهف) در زمره حیواناتی است که به بهشت می­روند شمرده شده و گفته­اند هر کسی این آیه را از کلمه و کلبهم تا آخر بنویسد و همراه داشته باشد یا بخواند از ضرر سگ ایمن گردد(انشاءالله تعالی). 

الهی،ناتوانم و در راهم و گردنه­های سخت در پیش است و رهزنهای بسیار در کمین و بار گران بر دوش.یا هادی،*اهدنا الصراط المستقیم*صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیم و لا الضالین*

علامه حسن زاده آملی(حفظه الله)


 
 
تفسیر روان جاوید(سوره کهف)
نویسنده : - ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳
 

توهم اصحاب کهفی و رقیمی         چو بسم الله الرحمن الرحیمی

در ذیل آیات 16-13 از سوره کهف آمده است:

یکی از الطاف خاصه خداوند متعال بر بندگان آن است که چون کسی خداشناس و مؤمن به مبدأ و معاد شد حضرت احدیت باب سعادت و سلامت و رستگاری و هدایت را به روی او به توفیق و تأیید و سلامت و استقامت در دین و دنیا باز می­فرماید تا او را به مقام قرب و نعیم جاوید عقبی برساند چنانچه این معامله را با اصحاب کهف فرمود که جوانمردانی بودند و چون مؤمن به خداوند قادر کریم  کارساز شدند خداوند موجبات مزید هدایت در دینداری و استقامت در طریق حق و حقیقت برای آنها را به تقویت قلب و بستگی آن به دوستی خدا و صبر بر مفارقت وطن و ترک لذائذ و تحمل مشاق و زندگانی در غار فراهم نمود،برای حفظ دین و فرار از تظاهر به شرک و آنها چون نتوانستند در آن محیط به احکام دین خود عمل کنند به وظیفه خودشان که هجرت از وطن بود قیام نمودند ...یکی از آنها (که گفته­اند سمت ریاست بر سایرین را داشت و نامش تلمیخا بود) گفت:و چون از این قوم و آنچه پرستش می­کنند از خدایان باطل مگر خداوند بر حق که یکتا و بی­همتا است کناره­گیری کردید و اعتزال جستید پس در این غار جای گیرید خداوند خوان محبت خود را بر شما می­گستراند و وسائل آسایش و بهره­مندی شما را آماده و مهیا خواهد فرمود...از حضرت امام صادق(ع) روایت شده که اصحاب کهف بی شناسایی و اطلاع از یکدیگر از شهر بیرون رفتند و چون در صحرا به هم رسیدند و با یکدیگر معاهده نمودند که مقصودشان را به کسی نگویند مطلب را اظهار کردند و معلوم شد همگی یک مقصود دارند...و امام صادق(ع) فرمودند:تقیه احدی به پای تقیه آنها نرسیده و خداوند دو مرتبه اجرشان را عطا فرموده و اجر ایشان بر اظهار بر کفر بیشتر از اصرار بر ایمان بوده...در مذمت اصحاب کهف از قومشان برای قبول شرک بدون دلیل واضح،دلالت واضحه­ای است بر آن که در اصول دین،تقلید جایز نیست و باید به دلیل قطعی تمسک نمود،چنان که در عملشان بر حسن هجرت از بلدی که انسان نمی­تواند کاملا به وظایف دینی خود در آنجا عمل نماید دلالت است و قبح عکس آن مانند هجرت نمودن برای اغراض دنیوی به بلدی که نتواند در آنجا به وظایف دینی خود عمل نماید.

الهی،حسین شیرخوار حسن را به حسن ببخش و حسن را به شیرخوار حسین

علامه حسن­زاده آملی (حفظه الله)